در حال حاضر در حال تماشای این مورد هستید پس چه چیز میان من و تو حجاب گشته است؟
  • نویسندهٔ نوشته:

  • تو مخلوقی و حق خالق توست […] پس تو نزد خدایی و جز خدا کسی تو را نمی‌شناسد.
  • نخستین بابی که خداوند با تو گشود باب نفس تو بود. اما وقتی پدیدار شدی استکبار کردی. او نیز تو را مبتلا به گرسنگی کرد تا نیازمند و محتاج شدی.
  • وه چه عزیز است طینت آدم که خداوند به او نظر کرد و با دو دست خویش آن را سرشت. عجب نیست از نیک‌بختی انسان بلکه عجب است از بدبختی او.
  • سعادتمند کسی است که حق را در خلق بیند نه آنکه قضای حق را در آنان مشاهده کند. هر که در خلق به چشم حق نظر کند بر آنان رحمت خواهد آورد و هر که در آنان به چشم دانش [خویش] نظر کند بر ایشان ستم خواهد کرد.
  • هر که از اصلِ خود خارج شود، غریب است، و عذابِ غریب شدید است.
  • آنگاه که کتابی می‌خوانی بکوش تا حال خود را بدانی، و ببینی که در آن با تو چه خطابی کرده‌اند. چرا که احوال آدمی محلِّ خطاب است، و ذات آدمی حامل آن.
  • مؤمن بی‌گمان پیروز است و شکست نخواهد خورد، و اگر شکست بخورد باید نظر کند که از «کجا» بر او شکست وارد آمده، زیرا در همان جاست که ایمان او معدوم شده. خدای تعالی می‌فرماید: «و کان حقاً علینا نصر المؤمنین». (سوره روم، آیه ۴۷)
  • سایه‌ها را برای تیرگی نگسترده‌اند، بلکه سایه‌ها نردبان تو برای معرفت یافتن به خدای تعالی هستند. تو سایه‌ی خدایی و او سرانجام تو را به سوی خویش بازپس‌می‌کشد.
  •  هر که علم را طلب کند، حجاب را طلب کرده. مگر آن کسی که علم را از سرچشمه‌ی آن بجوید.
  • هر که از غرض دوری گزیند، از رنج مرض آسوده شود.
  • صدر مجلس آنجاست که امیران مجلس نشسته‌اند. پس بیهوده جایی را بر جای دیگر برتری نده.
  • ای انسان! اگر در دریای هستی سفر کردی بادبان بَرکش، و اگر در دریای حق سفر کردی بادبان فروکش. کشتی نوح چون بادبانِ افراشته نداشت، حق تعالی درباره‌ی آن گفت: «تَجری بِاَعیُنِنا» یعنی همواره در برابر چشم ما و همیشه در کنفِ حمایت و حفظِ ما در دریا روان می‌شود، و از بیم غرق و هلاکْ مَصون است.

منبع: برگرفته از گزیده‌ی «لطایف و اشارات» از کتاب «التراجم»، اثر شیخ اکبر محیی الدین بن عربی، ترجمه محمدرضا جوزی (کتاب «کیمیا؛ دفتری در ادبیات و هنر و عرفان»، به اهتمام حسین الهی قمشه‌ای و سید احمد بهشتی شیرازی، انتشارات روزنه، صص ۵۳-۴۹).

عنوان مطلب، برگرفته از این نیایش است: «خداوندا، چه به من نزدیکی و من از تو چه دور! و چه با من مهربانی! پس چه چیز میان من و تو حجاب گشته است؟» متن کامل این نیایش، در ادامه‌ی دعای عرفه‌ی امام حسین آمده است، و مضامینی بلند و عارفانه دارد، ولی به احتمال قریب به یقین از ایشان نیست.

دیدگاهتان را بنویسید