مطالعه متن

یوسف 87-86: [یعقوب] گفت: «من شکایت غم و اندوه خود را پیش خدا می‌برم و از خدا چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید. ای پسران من بروید و از یوسف و برادرش جستجو کنید و از رحمت خدا نومید نباشید که از رحمت خدا نومید نمی‌شوند مگر کافران.»

یوسف 96: پس چون مژده‌رسان آمد، آن [پیراهن یوسف] را بر چهره‌ی او [=یعقوب] انداخت، پس بینا گردید. گفت: «آیا به‌شما نگفتم که بی‌شک من از خداوند چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌دانید؟»

آل‌عمران، 36: چون [مادر مریم] او را بزاد گفت: «پروردگارا، این که من زاییده‌ام دختر است» و خداوند به آنچه او زاد داناتر بود و پسر چون دختر نیست… .

امام‌علی(ع): ایـمان بنده راست نباشد جـز آنـگاه که اعتماد او به آنچه در دست خداست بیش از اعتماد وی بدانچه در دست خود اوست بوَد. (نهج‌البلاغه، حکمت 310)

حجر 56-53: [فرشتگان به ابراهیم] گفتند: «مترس که ما تو را به پسرى دانا مژده می‌‏دهیم.» گفت: «آیا با اینکه مرا پیرى فرا رسیده است بشارتم می‌دهید؟ به چه بشارت می‌دهید؟!» گفتند: «ما تو را به حق بشارت دادیم، پس از نومیدان مباش.» گفت: «چه کسى جز گمراهان از رحمت پروردگارش نومید می‌‏شود؟»

زمر 36: آیا خدا کفایت‌‏کننده‌ی بنده‌‏اش نیست؟ و تو را از آنها که غیر اویند می‌‏ترسانند […] .

زمر53: بگو اى بندگان من که بر خویشتن زیاده‌روى روا داشته‌اید از رحمت خدا نومید مشوید، در حقیقت خدا همه‌ی گناهان را می‌آمرزد که او خود آمرزنده‌ی مهربان است.

امام علی(ع): در شگفتم از آن‏که نومید است و آمرزش خواستن تواند! (نهج‌‏البلاغه، حکمت 87)

پیامبراکرم(ص): گنهکار امیدوار به رحمت خدای متعال به رحمت نزدیک‌تر است تا عابد نومید گشته. (میزان‌الحکمه، ۱۷۱۰۹)

امام علی(ع) [از مناجات شعبانیه]: معبودا! اگر مرا به جرم و خطایم گیری تو را به عفو و گذشتت گیرم، و اگر مرا به گناهم گیری تو را به آمرزشت گیرم و اگر مرا به آتش اندازی به دوزخیان گویم که منم دوستدار تو. معبودا! اگر در برابر طاعت تو کردارم خوار و بی‌مقدار آید ولی در برابر امید [به بزرگواریت] آرزویم بسی بزرگ است … معبودا! هماره مرا شیفته‌ی یادت گردان، آن سان شیفتگی‌ای که جلوه‌ی نامهایت وجودم را فرا گیرد و مرا به مقام قدس تو رساند.

حدید 16: آیا کسانى را که ایمان آورده‌اند هنگام آن نرسیده که دل‌هایشان به یاد خدا و آن حقیقتى که نازل شده [نرم و] فروتن گردد و مانند کسانى نباشند که از پیش بدانها کتاب داده شد و [عمر و] انتظار بر آنان به درازا کشید و دلهایشان سخت گردید و بسیارى از آنها فاسق بودند؟

امام‌صادق(ع) [از دعای ایشان در روز عرفه:] خدایا! به تو پناه می‌‏برم از دنیایی که از خیر آخرت جلوگیری کند و از زندگانی‌ای که بهترین مردن را باز دارد و از آرزویی که مانع بهترین کار شود. (میزا‌ن‌الحکمه، ۶۹۰)

از دعای جوشن کبیر: ای آن‌که گریزگاهی نیست جز به سوی تو، ای آن‌که پناهگاهی نیست جز درگاه تو، ای آن‌که مقصدی نیست جز به سوی تو، … ای آن‌که امیدی نرود جز به تو، ای آن‌که پرستیده نشود جز تو.
ای آن‌که جز به فضل تو امید نرود، ای آن‌که جز از گذشت تو درخواست نشود، ای آن‌که جز از عدل تو بیم نرود، ای آن‌که رحمتت همه‌ی هستی را فرا‌گرفته، … ای گشاینده‌ی اندوه، ای زداینده‌ی غم، ای آمرزنده‌ی گناه، ای پذیرنده‌ی توبه، ای راست‌وعده، ای وفاکننده‌ی به پیمان، … ای آن‌کـه زیبا را آشکار کنی، ای آن‌که به گناه نگیری، ای آن‌که پرده‌ ندری، ای نیکو درگذرنده، ای فراخ‌آمرزش، ای گشاده‌دست به مهر و رحمت، ای صاحب هر راز، ای نهایت هر شکوه و شکایت، … ای آن‌که در عین برتری نزدیکی، ای آن‌که در عین نزدیکی برتری.

پیامبراکرم(ص): دعا مغز [و عصاره‌ی] عبادت است. (میزان‌الحکمه، 5519)

امام‌صادق(ع): برشما باد به دعا کردن، زیرا با هیچ چیز به مانند دعا به خدا نزدیک نمى شوید. دعا کردن براى هیچ امر کوچکى را به خاطر ناچیز بودنش رها نکنید، زیرا حاجت‌هاى کوچک نیز به دست همان کسى است که حاجت‌هاى بزرگ به دست اوست. (میزان‌الحکمه، 5571)

امام علی(ع): می‌پندارد و مدعی است که به خدا امیدوار است. به خدای بزرگ سوگند که دروغ می‌گوید، پس چرا امیدواریِ او در کردارش آشکار نیست؟! […] در کارهای بزرگ [به ادعا] به خدا امید بسته است، و در کارهای کوچک به بندگان؛ اما آنچنان‌که حقّ‌ِ بنده را ادا می‌کند، حقّ خدا را پاس نمی‌دارد. […] نیز اگر از یکی از بندگانِ خدا بترسد، حقِّ او را ادا کند اما حقِّ پروردگار خود را چنان به جا نیارد. پس ترس خود را از بندگان خدا آماده و نقد ساخته، و ترس از آفریدگار را به عهده‌ی وعده‌ی بی‌پرداخت و نسیه انداخته. (نهج‌البلاغه، خطبه 160)

امام‌علی(ع)[در وصیت به امام حسن(ع)]: بدان که آن کسى که خزاین آسمان و زمین در دست اوست به تو اجازه داده است تا او را بخوانى و اجابت دعاى تو را ضمانت کرده است … . میان تو و خودش حجابى ننهاده و تو را به آوردن واسطه و میانجى وادار نکرده است، و اگر گناهی مرتکب شدی از توبه بازت نداشته، و در کیفر تو شتاب نکرده، و هنگام بازگشتن به سویش نکوهشت نکرده، و آنجا که سزاوار رسوایی بودی رسوایت نساخته، و در پذیرش توبه‌ات سخت نگرفته، و حساب گناهت را رسیدگی نکرده، از رحمت نومیدت نساخته، بلکه خودداریت از گناه را برایت حسنه‌ای قرار داده است، و کار بدت را یکی و کار نیکت را ده برابر به شمار آورده است.
… پس هرگاه بخواهی می‌توانی درهای نعمتش را با دعا بگشایی و ریزش باران رحمت را طلب نمایی. پس تأخیر در اجابت دعا تو را نومید نگرداند، زیرا که عطای خداوند به اندازه‌ی نیت است، چه بسا که در برآوردن خواهشت تأخیر اندازد تا بدین وسیله خواهنده را پاداش بزرگتر و عطای آرزومند افزون‌تر گردد. بسا باشد که چیزى بخواهى و به تو داده نشود اما دیر یا زود بهتر از آن به تو داده شود، یا براى خیر و مصلحت تو از تو دریغ شده است و بسا خواسته‌اى که اگر برآورده شود موجب نابودى و تباهى دین توگردد. پس همیشه از خداوند چیزی را طلب‌‌کن که زیبایی‌اش برایت بماند و وبالش از تو دور باشد. (نهج‌البلاغه، نامه 31)

پیامبر‌اکرم(ص): هرگاه یک نفر دعا کند براى همه دعا کند، زیرا این دعا به اجابت نزدیکتر است. کسى که پیش از دعا کردن براى خود براى چهل نفر از برادرانش دعا کند آن دعا در حق آنان و در حق خودش مستجاب شود. (میزان‌الحکمه، 5647)

امام‌صادق(ع): هرکس براى خدا از بیمارى عیادت کند، هر دعایى که آن بیمار براى او بکند خداوند اجابت فرماید. (میزان‌الحکمه، 5659)

امام‌صادق(ع): فاطمه (ع) هر گاه دعا مى‌کرد پیش از خویش نخست براى مردان و زنان مؤمن دعا مى‌کرد. در این‌باره از آن حضرت سؤال شد‌، فرمود: «اول همسایه بعد خانه.» (میزان‌الحکمه، 5734)

امام علی(ع): دوست آنگاه دوستى واقعی است که برادر خود را در سه هنگام مراقبت کند: هنگامى که به بلا گرفتار شود، هنگامى که حاضر نباشد و هنگامى که درگذرد .(نهج‌البلاغه، حکمت 134)

امام علی(ع) [در عهدنامه‌‌ای که به مالک اشتر داد، آنگاه که او را به حکومت مصر گماشت، نوشت:] قلب خود را لبریز ساز از رحمت بر مردمان و محبت ورزیدن با آنان و مهربانی کردن به همگان؛ و با آنان همچون حیوانی درنده مباش که خوردنشان را غنیمت شماری! زیرا مردمان دو دسته‌اند: یا برادر دینی تو‌اَند، و یا در آفرینش با تو همانندند. (نهج‌البلاغه، نامه 53)

امام‌صادق(ع): آیا دین جز محبت است؟ (میزان‌الحکمه، ۳۰۹۷)

امام‌صادق(ع): هر یک از شما که مى‌خواهد دعایش مستجاب شود درآمد خود را پاک کند و حق مردم را بپردازد. دعاى هیچ بنده‌اى که مال حرامى در شکمش باشد یا مظلمه کسى به گردنش باشد، به درگاه خدا بالا نمى‌رود. (میزان‌الحکمه، 5603)

امام‌سجاد(ع): بارخدایا! به تو پناه می‌بریم از این‌که ستمگری را یاری کنیم، یا ستمدیده‌ای را خوار بشمریم، یا قصد چیزی کنیم که ما را در آن حقی نباشد … بارخدایا! به تو پناه می‌بریم از این‌که در دل خیال فریب کسی را بپروریم و از کردار خویش دستخوش خودپسندی شویم یا به آرزوهای دور و دراز مبتلا گردیم. (صحیفه سجادیه، دعای 8)

امام‌سجاد(ع): خداوندا! عذر گناه به درگاه تو می‌آورم از این‌که در حضور من بر ستمدیده‌ای ستمی رفته باشد و من به یاری او برنخاسته باشم، و از این‌که کسی در حق من نیکی‌ای کرده و من سپاسش را به جا نیاورده باشم، و از این‌که خطاکاری از من عذری خواسته باشد و من عذرش را نپذیرفته باشم، … و از این‌که بر عیب مؤمنی آگاه شده باشم ولی آن را نپوشانده باشم … . (صحیفه سجادیه، دعای38)

امام علی(ع): از پیامبر(ص) بارها شنیدم که می‏گفت: «ملتی که حق ضعیفان را از قدرتمندان با صراحت و بدون ترس و واهمه نگیرد هرگز پاک نمی‏شود و روی سعادت نمی‌بیند.» (نهج‌البلاغه، نامه 53)

امام علی(ع): نفس خویش را گرامی شمار و از هر پستى دور بدار، هرچند تو را بدانچه خواهانى رساند، زیرا در برابر آنچه از خود بر سر این کار مى‌نهى، عوضی دریافت نمی‌کنی. بنده‌ی دیگرى مباش که خداوند آزادت آفریده است؛ و در آن خیر که جز به شرّ و بدى به دست نیاید و آن آسانی که جز با سختى و خوارى بدان نرسند، کسى چه خیری دیده؟ (نهج‌البلاغه، نامه 31)

امام علی(ع) [در وصف تقواپیشگان فرمود:] آفریدگار در جان آنان بزرگ بود، پس هر چه جز اوست در دیده‌هاشان کوچک و خُرد نمود. بهشت برای آنان چنان است که گویی آن را دیده‌اند و از نعمت‌های آن برخوردارند، و دوزخ برایشان چنان است که گویی آن را دیده‌اند و عذاب آن را می‌چشند. (نهج‌البلاغه، خطبه 193)

امام علی(ع): با دل و جان چنان کار کنید که گویی از بیم جان کنید. من چون بهشت جایی ندیده‌ام که خواهانِ آن آسوده باشد یا در خواب به سر بَرَد، و نه چیزی چون دوزخ که ترسنده‌ی از آن خفته باشد. بدانید، کسی که حق به او را سود ندهد، باطل زیانش رساند، و آن‌که هدایت به راه مستقیمش نبرد، گمراهی به هلاکتش کشاند. (نهج‌البلاغه، خطبه 28)

امام علی(ع): دنیا سرای گذرکردن است نه خانه‌ی ماندن، و مردمان در آن دو گونه‌اند: یکی آن‌که خود را فروخت و خویشتن را تباه کرد، و دیگری آن‌که خود را خرید و آزاد ساخت. (نهج‌البلاغه، حکمت 133)

امام علی(ع): ارزشِ انسان به اندازه‌ی همت اوست. (نهج‌البلاغه، حکمت 47)

امام علی(ع): ارزش هر کس به آن است که در دیده‌اش زیباست. (نهج‌البلاغه، حکمت  81)

امام‌باقر(ع): هیچ خواسته‌اى را زیاد مشمارید، زیرا آنچه نزد خداست بیش از آن است که مى‌پندارید. (میزان‌الحکمه، 5641)

امام‌صادق(ع): هرگاه بنده شتاب کند و از حاجت خواهى خود [از خدا] دست بکشد خداى‌تعالى فرماید: «بنده‌ام عجله کرد. گویى مى‌پندارد که نیازهاى او را کسى جز من برآورده مى‌کند.» (میزان‌الحکمه، 5675)

امام‌صادق(ع): هرگاه دعا کنى با دل [به خدا] روى آر و چنین پندار که حاجت و خواسته‌ی تو بر در خانه است. (میزان‌الحکمه، 5654)

امام‌صادق(ع): دعا کن و مگو که کار گذشته است [و آنچه مقدر شده همان مى‌شود]؛ همانا نزد خداوند عزّوجل مقام و منزلتى است که جز با درخواست به دست نمى‌آید. (میزان‌الحکمه، 5529)

امام‌سجاد(ع) [در مناجات خویش:] مرا از آنان قرار مده که خوشى سرمستشان مى‌کند و بلا و گرفتارى از پایشان در مى‌آورد. اینان فقط زمانى تو را مى‌خوانند که گرفتار شوند و تنها هنگامى به یاد تو مى‌افتند که به مصیبتى سخت گرفتار آیند، و تنها در این هنگام در برابر تو به خاک مى افتند و دست خواهش به سویت بر مى‌دارند. (میزان‌الحکمه، 5566)

امام‌علی(ع): آن که به بلایی سخت دچار است چندان به دعا نیاز ندارد تا عافیت‌مندی که بلایش در انتظار است. (نهج‌البلاغه، حکمت 302)

امام‌سجاد(ع): ای خداوندی که تحقیر نمی‌کنی آنان را که دست نیاز به سوی تو دراز کنند، ای خداوندی که واپس نمی‌زنی ارمغانی را که به پیشگاهت آرند هرچند که خرد و بی‌مقدار باشد … ای خداوندی که به خود فرا می‌خوانی آن‌کس را که از تو دوری گزیده است … . (صحیفه سجادیه، دعای46)

از دعای ابوحمزه ثمالی: خداوندا! به تو پناه برم از کاهلی و سستی، و اندوه و ترس و بخل، و غفلت و سنگدلی، … و به تو پناه برم از نفسی که قانع نشود، و شکمی که سیر نگردد، و دلی که فروتن نشود، و دعایی که شنوده نشود، و کاری که سود ندهد … .

خداوندا! به راستی تو در کتابت فرموده‌ای که در گذریم از آن‌که بر ما ستم کرده، و اینک ما بر خود ستم کرده‌ایم، پس از ما درگذر، زیرا تو از ما بدین کار سزاوارتری. و به ما فرمان داده‌ای که خواهندگان را از در خانه خود نرانیم، و اینک ما به درگاهت سائل آمده‌ایم … ای پناهم به گاه گرفتاری و اندوهم، و ای فریادرسم به گاه سختیم، ای آنکه بند اسیر گسلد و از گناه کثیر گذرد … ای مهربان‌ترین مهربانان.

از دعای کمیل: خداوندا! بیامرز از من گناهانی را که فـرود آرنده‌ی عذابند. خداوندا! بیامرز از من گناهانی را که نعمتها را دگرگون سازند. خداوندا! بیامرز از من گناهانی را که اجابت دعا را باز دارند. خداوندا! بیامرز از من گناهانی را که بلا فرو بارند … . ای تمام‌کننده‌ی نعمتها، ای رفع‌کننده‌ی کیفرها، ای روشنایی وحشت‌زدگان در تاریکی‌ها … با من آن کن که تو را سزد.

امام علی(ع): به زودی خواهید دانست که آنچه هم‌اکنون از دنیا موجود است گویی هرگز نبوده است و آنچه از آخرت است همواره پاینده است. (نهج‌البلاغه، خطبه 103)

امام علی(ع) [در سفارش به فرزندش حسن بن علی(ع)، که آن را هنگام بازگشت از صفین نوشت:] […] پس پسرم، وصیت مرا نیک دریاب، و بدان که صاحب مرگ همان است که زندگی را در دست دارد، و آن که خالق است هم‌او میراننده است، و فنا کننده همان است که باز می‌گرداند، و آن که به بلا می‌آزماید هم‌اوست که عافیت می‌بخشد. (نهج‌البلاغه، نامه 31)

امام علی(ع): پس میان را استوار ببندید و زیادت دامن را برای کار درچینید، که نتوان هم آهنگ راسخ [بر کاری خطیر] کرد و  هم بر خوان مهمانی آسوده نشست. چه بسیار خواب شبانگاه که تصمیم‌های روز را در هم شکست و گردِ تاریک فراموشی که بر آینه‌ی همّت‌ها نشست. (نهج‌البلاغه، خطبه 241)

امام سجاد(ع): خداوندا … مرا از هر کاری که پرداختن به آن از تو بازم می‌دارد بی‌نیاز گردان و بر کاری برگمار که در روز بازپسین از من خواهی و روزهای عمر مرا در کاری که مرا برای آن آفریده‌ای مصروف ساز … و عبادتم را به عُجب و غرور تباه مکن و بر دست من کارهای خیر در حق مردم جاری کن. (صحیفه سجادیه، دعای 20)

امام حسین(ع): خداوندا! شوق آخرت را روزیم فرما تا از بى‌رغبتی‌ام به دنیا به صدق آن [شوق] در دلم پى برم. خداوندا! بصیرت در کار آخرت را روزیم فرما تا از سرِ شوق، در پى خوبی‌ها بر آیم و از سرِ بیم، از بدی‌ها گریزان شوم، اى پروردگار من. (حکمت‌نامه‌ی امام حسین(ع)، ج1، ص507)

امام سجاد(ع):… مرا از خود جدا‌مکن و از خویش دور مساز، ای نعیم و بهشتم، و ای دنیا و آخرتم، ای مهربان‌ترین مهربانان. (مناجات‌خمس‌عشره، نیایش مریدین)

امام حسین(ع): خداوندا! ستایش از آن توست، ستایشی همیشگی به جاودانی تو […] و ستایش از آن توست، ستایشی که جز خشنودی تو پاداشی برای گوینده‌اش ندارد. ستایش از آن توست بر بردباری پس از دانایی‌ات، و ستایش از آن توست بر گذشت پس از توانایی‌ات، و ستایش از آن توست ای برانگیزنده‌‌‌ی ستایش، و ستایش از آن توست ای وارث ستایش، و ستایش از آن توست ای پدیدآورنده‌ی ستایش، و ستایش از آن توست ای نهایت ستایش، و ستایش از آن توست ای خریدار ستایش … و ستایش از آن توست ای پاسخ‌دهنده‌ی دعاها، ای بـزرگْ برکت، ای برون‌آورنده‌ی روشنایی از تاریـکی‌ها و ای برون‌آورنده‌ی فروماندگان در تاریکی به سوی روشنایی. (از دعای عشرات، زبده‌ی مفاتیح‌الجنان، ترجمه‌ی کریم زمانی)

امام حسین(ع) [در دعای عرفه]: [خداوندا!] نادانی و گستاخیم بر تو مانع نشد که مرا بدانچه به درگاهت نزدیک کند راهنمایی کنی و بر آنچه مرا به آستانت نزدیک کند توفیق دهی […] و این همه زان‌روست که [خواهی] نعمت‌ها و احسانت را بر من کامل کنی.

 […] خداوندا! مرا بدان مقام از خشیت رسان که گویی تو را بینم و به پروای خود، نیک‌بختم فرما. […] برایم مبارکی و فرخندگی مقرر دار تا دوست نداشته باشم شتاب را در هر چه تو پس اندازی و تأخیر نجویم در هر چه تو پیش آری. خداوندا! بی‌نیازی را در جانم نشان و یقین را در دلم گمار و اخلاص را در کردارم بنه و روشنی را به دیده‌ام ده و بینش را در دینم گذار و به اعضای تنم برخوردارم کن.

[…] خداوندا! اندوهم زُدای و زشتیم پوشان و خطایم بخشای و شیطانم بران.

[…] معبودا مرا به کدامین کس واگذاری؟ به خویشاوندی که از من گسلَد، یا بیگانه‌ای که بر من روی در هم کشد؟ یا آنان‌که ناتوانیم خواهند؟ حال آنکه تو پروردگار و صاحب اختیارم هستی. به سوی تو شکایت آرم از بی‌کسی و دوری از وطن.

[…] ای آن که با بردباری‌اش از گناهان بزرگ در گذرد؛ […] ای آن که به بخشندگی‌اش، دهش فراوان دهد؛ ای برگ و نوای من به گاهِ افتادنم به سختی‌ها؛ و ای همدم من در تنهایی‌ام.

[…] تویی پناه من آنگاه که راه‌های وسیع با همه‌ی وسعت خود مرا خسته و درمانده کنند، و زمین با همه‌ی پهناوری‌اش بر من تنگ نماید؛ و اگر مهر و رحمت تو نباشد، هر آینه به ورطه‌ی نابودی افتم؛ و تویی درگذرنده از لغزشم؛ و اگر عیبم نپوشانی از رسوایان خواهم‌بود.

[…] ای دارنده‌ی احسانی که هرگز گسسته نشود؛ ای فرودآورنده‌ی کاروان برای رهایی یوسف در هامون بی‌آب و علف و برآورنده‌ی او از چاه و رساننده‌ی او به اوج جاه از پسِ غلامی؛ ای بازگرداننده‌ی او به یعقوب از پسِ نابینا شدن چشمانش از اندوه [و گریه بر او]، که او اندوه دل نهان می‌داشت؛ ای گرداننده‌ی آسیب از ایوب […]؛ ای آن که دعای زکریا شنود و یحیی را بدو بخشود و او را بی‌کس و ابتر ننهاد؛ ای آن که یونس را از شکم ماهی برون آورد؛ ای آن که دریا را برای بنی‌اسرائیل شکافت و آنان را رهانید و فرعون و سپاهیانش را غرق کرد.

ای آن که بادها را از پیش، نوید دهنده به رحمت خویش، فرستد؛ ای آن که در کیفر بندگان نافرمان خود نشتابد؛ ای آن که جادوگرانِ [فرعونی] را پس از خیره‌سری و ستیزه‌گریِ طولانی [از گمراهی] نجات بخشید، و آنان در حالی که به نعمت خداوند کامروا بودند و رزق او را روزی‌خوار، جز او را می‌پرستیدند و با او می‌ستیزیدند و برای او شریک و انبازی می‌گزیدند و فرستادگانش را انکار می‌کردند.

[…] ای آن که سپاسش اندک گویم و مرا نومید نگردانَد و خطایم بزرگ است و رسوایم نکند؛ و مرا به گاهِ انجام گناه بیند و پرده [آبرویم] ندرد.

[…] ای آن که با من به احسان و نیکی رفتار کند و من با بدی و سرکشی [پاسخش دهم]؛ ای آن که مرا به ایمان هدایت کرد پیش از آنکه راه سپاسگزاریش شناسم؛ ای آن که به دورانِ ناخوشی‌ام خواندمش و درمانم بخشید، و برهنه بودم بپوشاندم، و گرسنه بودم سیرم کرد، و تشنه بودم سیرابم نمود، و خوار بودم عزیزم کرد، و نادان بودم شناختم داد، و تنها بودم جمعیتم بخشید، و آواره بودم به وطنم بازگردانید، و بینوا بودم توانگرم ساخت، و یاری می‌جستم یاری‌ام داد، و توانگر بودم و آن را از من نستاند؛ ولی با همه‌ی این‌ها [سپاس او نگزاردم] و او باز هم بر من نیکی و احسان آورد.

[…] سَرورا تویی که منت نهادی؛ تویی که نعمت دادی؛ […] تویی که کامل گرداندی؛ […] تویی که پناه دادی؛ تویی که کفایت کردی؛ تویی که ره نمودی؛ تویی که نگه داشتی؛ تویی که پوشاندی؛ تویی که آمرزیدی؛ تویی که [از لغزش‌ها] درگذشتی؛ […] تویی که یاوری نمودی؛ تویی که توانایی دادی؛ تویی که پیروزی بخشیدی؛ تویی که شفا دادی؛ تویی که عافیت دادی؛ تویی که گرامی داشتی؛ تویی مبارک و برتر.

[…] معبودی نیست جز تو، پاک و منزّهی تو، همانا من از ستمگرانم. معبودی نیست جز تو، پاک و منزّهی تو، همانا من از آمرزش‌خواهانم. معبودی نیست جز تو، پاک و منزّهی تو، همانا من از یکتاپرستانم. معبودی نیست جز تو، پاک و منزّهی تو، همان من از بیمناکانم. معبودی نیست جز تو، پاک و منزّهی تو، همانا من از هراسندگانم. معبودی نیست جز تو، پاک و منزّهی تو، همانا من از امیدوارانم. معبودی نیست جز تو، پاک و منزّهی تو، همانا من از مشتاقانم.[…] معبودی نیست جز تو، پاک و منزّهی تو، همانا من از درخواست‌کنندگانم. معبودی نیست جز تو، پاک و منزّهی تو، همانا من از نیایشگرانم.

[…] خداوندا! تو نزدیک‌ترین کسی هستی که بخوانندش و شتابنده‌ترین کس به اجابتی. تو آنی که کریمانه‌تر از هر کس [از گناهان] درگذرد، و بخشنده‌ترین کسی هستی که بخشد و شنواترین کسی که خواهندش. ای بخشاینده در دنیا و آخرت و ای مهربان در هر دو جهان.

[…] ای منتهای آرمان خواستارانِ مشتاق و نهایت آرزوی امیدواران؛ ای آن که دانش او بر هر چیز احاطه دارد و مهر و عطوفتش همه‌ی عذرخواهان را در برگرفته است.

[…] خداوندا! در این شب از هر خیری که میان بندگانت تقسیم می‌کنی برای ما نصیبی عطا فرما و از هر نوری که بدان خلق را راهنمایی کنی و رحمتی که [بر جهانیان] بگسترانی و برکتی که فرو فرستی و عافیتی که بر بندگان پوشانی و رزق که گسترانی [برای ما بهره‌ای قرار ده،] ای مهربان‌ترین مهربانان. (زبده‌ی مفاتیح‌الجنان، ترجمه کریم زمانی)

دیدگاهتان را بنویسید